گزارش برنامه كوهنوردي به قله 2900 متري دميرلو – 25 آذرماه 1390

 

چند وقتي بود بيرون نزده بوديم ، خيلي احساس كسالت ميكردم ، با مشورتي كه با حاج داود ژاله محرابي داشتم قرار شد برنامه دميرلو را كه در برنامه شش ماهه دوم براي اوائل بهمن ماه در نظر گرفته بوديم حدودا يكماه جلو بندازيم و اجرا كنيم . وقتي به دوستان و همكاران اطلاع دادم ديدم همه مشتاق اجراي يك برنامه جمع و جور يه روزه هستند ، اين بود كه برنامه رو توي جلسه گروه اورست هم مطرح كردم كه فرداش آقاي حاج كرمزاده و رضا بيات منش اعلام آمادگي كردند ، به شاداماد ( موسي يوسفي ) هم كه sms   داده بودم و اعلام آمادگي كرده بود . مهرداد سلطاني هم  اولش ناز ميكرد و ميگفت ميخوام برم توچال ، دلم هواي توچال كرده ولي روز پنج شنبه زنگ زد و گفت ميخوام با شما بيام .

داود گفت پنج شش نفر هم از بچه هاي عايقهاي پارس ميايند . 5 نفر از خانمها هم اعلام آمادگي كرده بودند ، تعداد نفرات داشت بيشتر از يك ميني بوس ميشد ، ميخواستم تعداد ميني بوسها را 2 تا كنم ولي گفتم" الله ها توكول " فوقش وسط ميني بوس ميشينيم ، ضمن اينكه امكان بردن چند تا سواري رو هم داشتيم .

جمعه صبح ساعت 6.30 قرار حركتمون بود كه بچه هاي اورست طبق يك فرهنگ عادت كرده اصولي قبل از وقت مقرر حاضر شدند ولي همكاراي خودمون يكي يكي اومدند و 4 تا از خانمها هم اعلام انصراف دادند و خانم مصطفوي هم كه اومده بود ديد تنها ميمونه منصرف شد . تعداد 19 نفر شده بود و ديدم بهتره علاوه بر ميني بوس يك سواري هم بياريم كه زحمتشو به آقاي مهدي زنجاني داديم و در نهايت با 19 نفر ساعت 6.45 راهي جاده تبريز شديم .

از راه روستاي گلجيك به روستاي ميرجان رسيديم ،از ميني بوس پياده شديم .  ساعت 8و15 دقيقه را نشان ميداد كه حركت خود را از كنار روستا شروع كرديم .هوا فوق العاده بود و همه دوستان بسيار با نشاط و سرزنده بودند و اين حكايت از يك برنامه دبش را ميداد ،  بعد از حدود يك و نيم ساعت پياده روي در جاي باصفائي براي صرف صبحانه ايستاديم .

حدود نيم ساعتي بابت صبحانه گذرانديم و از معجوني كه مهرداد سلطاني آورده بود هم خورديم و به راه افتاديم . جلودار آقاي حاج غريبلو انتخاب شده بود تا آهسته برود ، آخر همكاراي ما دو ماهي بود تمرين نداشتند .

كم كم داشتيم به جاهائي ميرسيديم كه نياز به بستن گتر بود . اين بود كه ايستاديم تا گترها را بچه ها ببندند . يك كم جلوتر  حاج غريبلو و اكبر دين محمدي گفتند ما ديگه خسته شديم و نميائيم . چون راه برگشت مشخص بود به آنها گفتيم نم نم پائين برو ند . و ما به راه خود از خط راس شمال شرقي ادامه داديم .

حدود يك ربع مانده به ساعت 2 به قله رسيديم . هواي فوق العاده صاف و آفتابي بود و توي اون هوا ، مناظر برفي خيلي مي چسبيد . حدود 20 دقيقه اي تو قله توقف داشتيم و دوستان عكسهائي به يادگار گرفتند ( باهم ، گروه كوهنوردي برق جدا ، اورست جدا ، عايقهاي پارس جدا ، بصورت تركيبي ، و ياد ليلا اسفندياري شير زن كوهنوردي ايران نيز گرامي داشته شد )

قله دميرلو كه بوميان آن منطقه به نام تربه آنرا ميشناسند و جائي مقدس ميدانند و حتي در فصول گرم سال قرباني نيز بدانجا مياورند حدود 2900 متر ارتفاع دارد و در مقابل تكه قيه سي رخ مينمايد . بالاخره دوستان را از قله كنديم و راه  برگشت را در پيش گرفتيم . سرازيري مسير شايد باعث شد يادمان برود كه ناهار نخورده ايم و بدون ترمز گرفتن تا خود روستا آمديم . البته تو راه سرپائي يه ميوه اي خورديم .

ساعت 5 عصر به روستا رسيده بوديم ، دوستان پس از اندكي استراحت و اقامه نماز ، سوار بر ميني بوس و آن يكدستگاه پيكان شده و اين بار از مسير مقابل مسير آمدنمان ، يعني از طرف اندآباد برگشتيم ، مسير برگشت سر راست تر بود و حدود ساعت 6.30 به مقابل شركت توزيع رسيديم و دوستان به اميد برنامه اي ديگر و با هم بودني ديگر از يكديگر خداحافظي كردند .

نفرات شركت كننده در برنامه : 7 نفر از شركت توزيع برق – 2 نفر ميهمان آزاد – 5 نفر از عايقهاي پارس – 5 نفر هم از اورست . ( مجموعا 19 نفر ).

دانگ برنامه را هم ميهمان شركت توزيع بوديم . ضمنا اين برنامه پانزدهمين برنامه اجرا شده گروه كوهنوردي توزيع برق در سال 90 بود.

ارادتمند همه برقيها و اورستيها –  طاهريان .